I am President Evil

 
 
نویسنده : President Evil - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ٢۸ دی ۱۳۸٦
 

این آش شوراست

از کودکی به تلاوت قرآن با صوت و لحن علاقه داشتم. در یكی از شب های سرد محرم سال 1384برای خرید چند سی دی از تلاوت مجلسی اساتید بنام مصری به ”مركز فرهنگی هنری تفحص“ قدم می گذارم كه واقع در نزدیكی امامزاده قاسم بابل است. پسرك جوانی با چفیه ای بر گردن و ریش هایی كه به گمانم تازگی ها تكمیل شده با لبخندی بر لب پشت پیشخوان نشسته است. از او سراغ چند قاری معروف را می گیرم. نمی شناسد. درخواست می كنم كه هر چه دارد بیاورد تا خودم انتخاب كنم. در میان جستجوهایم دو سی دی را انتخاب می كنم و نشانش می دهم. نام قاریان را به نحو مضحكی اشتباه می خواند. اهمیتی نمی دهم. می گویم این را هم می خواهم. نگاهی می اندازد و همینطور كه در دفتر فروش می نویسد می خواند: سوره ی اُسَرا و حَجَر... با تأسف نگاهم را به زمین می دوزم. مبلغی را می گوید. در همین حین جوانكی با لباس بسیج٬ ریش انبوه و كلاهی سیاه بر سر وارد می شود و به سرعت با پسرك گرم می گیرد. موضوع صحبتشان در مورد مداحی و روضه ی حضرت فاطمه (س) است. اسم هایی از مداحان قطار می كنند كه این روضه را چقدر ”با حال“ خوانده اند. شور حسینی جمع را تاب نمی آورم. پول را پرداخت می كنم و به سوی خانه می شوم.

1) سوره ی اِسرا (معروف به بنی اسرائیل) و سوره ی حِجر از سوره های مكی قرآن كریمند.

2) عنوان مطالب از یكی از  نوشته های حقیر در همین ایام به سال 84.