I am President Evil

 
 
نویسنده : President Evil - ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳۸٧
 

قلب تاریک در تاریکی

 

احساس بدی در اوست. تنی درد آلوده دارد. با اولین دم، خاک و غبار مهمان نظام تنفسی اش می شوند. سرفه ی سختی می کند. غبار و خاک اطرافش را احاطه می کنند. صورتش جایی را نمی بیند؛ بر خاک فرو افتاده است. همه جا تاریک است. کمی می غلتد. عرق بدنش، سردی زمین را بر او تحمیل می کند. درد و لغب می کشد. صدایی نمی آید. او می ترسد. صدایی نمی آید. اندیشه می کند که نمی داند از کجا آمده و این جا کجاست و آیا آن جا بهتر بوده و یا این جا دلپذیرتر است. ذهنی به فکرش خطور نمی کند. می خواند، می خواند به نام پروردگارش که او را خلق کرد: آیا تو با من در این "وجود" هستی؟ ندایی نمی آید. او می ترسد...

 

(عنوان مطلب: اشاره ای به Heart of Darkness، اثر جاودانه ی Joseph Conrad)

پ.ن. گمان داشتم توضیح داخل پرانتز که «عنوان مطلب» و نه خود آن را اشاره ای به آن اثر بزرگ معرفی می کند به خودی خود وافی باشد و حالی می بینم برخی دوستان در قسمت کامنت ها و به صورت های دیگر این نوشته را ترجمه ای از بخشی از رمان فوق می دانند و چندکی با من راه نشین باده ی مزاح می نوشند! با صدای آهسته و غیر رسا بار دیگر اعلام می کنم که این مطلب و تصویر سازی هایش کاملآ شخصی است! از تمام سروران به خاطر لطف بی پایانشان به حقیر بی تقصیر (!) ممنونم.