I am President Evil

 
 
نویسنده : President Evil - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳۸٢
 

Cathedral of Sin (1)

  • سلام به دوستان عزيز! شرمنده ام که پاسخگوی خوبی برای خوبيهايتان نبودم که ديریست رخت عافيت از اين جهان غدار و پر حيلت بر بسته ام و گوشه ی عزلت در پس چراغ رحمت و در کنار خان گشوده ی حکمت اختیار نموده ام. یاد دارم که شبی شیخمان بفرمود: خدا منذر است به این حقیقت که: آنکه بار امانت کشيدن نتواند٬ بر آتش جهنم گرفتار آيد. و من اينک در قعر جهنم دوزخيان سکنی گزيده ام. بيماری ام محتملآ ۶ ماه ديگر به طول خواهد انجاميد و سفره ی دروس ناخوانده در شب احيا (امتحان) گشوده ام. بدين نمط٬ قرار نبود مطلبی بنگارم که نه وقت آن را دارم و نه دلش. بعد از يکماه پر مشغله٬ باز زمين شدم تا شرح ما وقع بم٬ با آنکه خود به از من ميدانيد٬ بازگويم...
  • درست ۱۰روز پيش از حادثه بم٬  گروهی از دانشجويان پسر و دختر دانشگاه محل تحصيلم (مازندران) به اردويی خودجوش و به شدت دمکراتيک رفتند. پای دختری لغزيد و گويی در حال افتادن از کوه برف اندود بود که دو پسر به نجاتش شتافتند. نتيجه ساده بود: هر سه به قعر دره سقوط کردند. پسران قصه ی ما به ديدار خالق خويش شتافتند و در اين ميان دخترک به شاخه ای گير کرد و به سختی مصدوم شد. او قسمت عمده ای از صورتش را بر اثر جراحت از دست داده و اکنون در کماست. مجلس ترحيم و بزرگداشتی برگزار شد و چند نفر از دوستان نوازنده ام با اجرای قطعاتی حاضرين را به شدت تحت تأثير قرار دادند بطوری که همه گريه ميکردند... ۲ کشته و يک مجروح در اغما... حال سوال زيبا اينجاست: چه کسی مقصر است؟ کمی فکر٬ کمی انصاف!
  • آخر چقدر حماقت های بی پایان خود را به بلايای طبيعی مربوط سازیم و مسولان بهتر از برگ گل را متهم کنيم؟ قائلم به اينکه ترکيب بلايای طبيعی مفهومی ندارد. هر چه هست نعمت خداست و قلت انديشه ی ما. گناه مسولين به جای خود٬ اما مگر در موضوعات ديگر خودمان دست به کار نميشويم؟؟ نشانه رفتن پيکان ملامت به سوی ديگری کاريست بس نکو! خانه ای را که ميتوان محکم ساخت با ابلهی تمام از {شن و مه} ميسازيم و تا قفايی از خداوند ميخوريم کاسه ی زاری به سوی آسمان گرفته و بر بی برنامگی و فکر اقتصادی مان فاش ميگرييم. کمی انصاف٬ کمی فکر! 
  • نسل دانشجو٬ نسل به اصطلاح فرهيخته٬ نسل جوينده ی دانش ناياب و هزاران نام و لقب پوشالی دگر! روی سخنم با شماست: از شما انتظار فکر دارم. انتظار کار دارم. انتظار تلاش دارم که آينده اين مملکت نه در دستان لرزان مهندسان علفی ديروز که شما جوانان بينش مند امروز است. چه کسی بود که مستانه و لايعقل فرياد ميزد: بادمجان بم آفت ندارد؟؟ به ياد نمی آورم نام بی نامش را...
  •  من اين حادثه را به همه ی ايرانيان اعم از مسلمان٬ مسيحی٬ زردشتی...تسليت ميگويم. تا آنجايی که در توانم بود از ناچیز حقوق ماهيانه ام کمک کردم ولی بيم دارم! بيم دارم که آن کودک بمی روزی به بلوغ فکری میرسد و در می يابد که در اين مملکت٬ بی ارزش جان انسانهاست! بم مرده است٬ شک ندارم! نگذاريد دلمرده شود... والتمام

۱. تيتر: آلبوم Paradoxx از گروه  ٬ ۶۶۶ تهيه شده در سال ۱۹۹۸