I am President Evil

 
 
نویسنده : President Evil - ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

نان و قسم به قلع-م

قلم را بر روی میز رها می کنم، با دستانی بی توان از در آغوش گرفتنش برای این همه سالهای طولانی... خسته از تمام عاشقانه هایی که با هم خواندیم و راندیم و ماندیم و راندیم و رانده شدیم از بلندای دوزخ برین و افتاده شدیم به قعر به-هشت، جایی که آموختم که بخوان-نم به نام کاغذ و در نکوهش قلم. همان جایی که قلم ها در آن تکان نمی خورند و کاغذها بر آن ها می لغزند...