چه کسی پنیر رامک مرا از شهرک توحید دزدید؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ساعت اندکی بعد از 10:15 صبح پنجشنبه 17 آذر ماه سال ۱۳۸۴ هجری شمسی است. کلاس های اين ترم تمام شده اند. در اتاق مدرسین موسسه نشسته ام. برگه های فاینال دخترانم را تصحیح کرده ام و حال نوبت نگارش کارنامه است؛ کارنامه ی اعمال. صدایی در گوشم می دود. سر بلند می شوم. شبکه ی اول تلویزیون دولتی ایران: رئیس مجلس شورای اسلامی در حال سخن گفتن از و با انبوهی از سیاهی هاست. نتیجه ی اولین نفر 75/89 است. مردم بر سر و سینه زده و به سخنان رئیس ارگان صدا و سیما گوش می دهند. نفر دوم: 87. شیخی می آید تا او هم لختی از مردار برداشته باشد. سیه پوشان، سیه پورانند. نفر سوم: 25/80. برادری از پسران اهل مدح یعقوب کنعان می آید تا آب از چشم نابینای ماتم زدگان بگیرد. نفر چهارم: 5/74. پسرکی در قاب می دود. آب دیدگانش جاری است. شنیده بودم در سخن وری تواناست. با معصومیت در مقابل دوربین صحبت می کند و از یاران در گذشته می گوید و با بسته شدن شاتر دوربین صدای هق هق او همراه دگری می یابد: منشی موسسه نیز به آرامی می گرید... برای یکی دو لحظه صدای سکوت را می شنوم... خامشی دیری نمی پاید: "رامک٬ دوست بزرگ و کوچک" آخرین کارنامه را می نویسم: 25/66. مردود ... ... ...

/ 31 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
jeybiss~~جی بيس~~jeybiss

والا نميدونم چي بايد بگم...متن زيبايی بود ...وقت کردی يه سری هم به ما بزن

خاطراتچی

سلام . دوباره پس از وقفه ای يک ماهه با مطلبی تحت عنوان " بخش نامه خوش رویی " به دنيای وب نويسی بازگشتم. ضمنا از اظهار لطفتان و همدردی تان خيلی متشکرم. موفق باشيد

fromtheheaven

بابا بی خيال اين پنير رامک شو. آپم.

hanieh

سلام م م م م م م م م م م م م م بابا دمت گرم ... تو هنوز می نويسی منو يادت هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لينکمم که برداشتی و دوست های جديد گذاشتی جای من ! موفق باشی

سپيده

سلام/از بابت امتحانا خسته نباشيد/من به روزم/خوشحال ميشم سر بزنيد/

محمد

همه يه چيزی نوشتن و اما من يه چيز ديگه : دست رو دل پر از خونم گذاشتی ...... وای از اين جنبنده ی با عقل و بی فکر سلام و من محمدم و می شناسی منو يه دوره ای استاد ارجمند بنده بودی و فکر کنم اگه اسم علی رو بگم سریع تر يادت بياد ... به وبلاگم سر بزن ... خوشحالم می کنی با نظراتت...

Saeed

بنام خدا. سلام. ممنون که نظر دادی. جالب بود. در مورد سوالت. من مطمئنم که در همين جا متنم رو نوشتم اما چرا نرسيدن نمی دونم. ازت خواسته بودم به کسی که به می خواد چت انگليسی -برای تقويت زبان- بکنه کمک کنی. ای دی من رو يکی از دوستان بهش داده واسه اين کار (من مطمئن نيستم که واسه همين کار بوده) و قسمش هم داده که نگه کی بوده. من هم برخورد خوبی نکردم و گفتم که نه بی خودس چت می کنم و نه حاضرم با کسی غير فارسی حرف بزنم حتی اگر ۴ زبان رو مسلط باشم.

Saeed

اما واسه اين که يک دوست (!!!) معرفی کرده و من نمی دونم کيه نميخوام بی خير و پاسخ بذارمش. واسه همين ازت کمک ميخوام. که :۱. آی دی تو رو بدم که اشکالاتش رو رفع کنه و با اصطلاحات آشنا بشه. ۲. کتب سايت و وبلاگ خوب برای يادگيری بهش معرفی کنی تا ترقی کنه. البته می دونم که گرفتاری. فقط از باب رفع تکليف دارم اين کار رو می کنم و راضی به زحمت کسی نيستم . راستش من خودم هم طرف رو نميشناسم و ديگه هم برام مهم نيست که کی هست کی نيست. ولی اگر روزی خواستم بفهمم می فهمم. فعلا کار مردم رو راه بندازيم. راستی! اين آی دی نه گارانتی داره و نه ضمانت! پس حواست باشه اون سيب لعنتی رو از درخت ممنوعه نخوری که با مخ زمين می خوری!‌من هم ((مصطفی بيل ميرم!)). ياحق