Worth Fighting For

 

کلاس چهارم دبستان، ردیف آخر می نشستم و شاگرد ممتاز چندین ساله ی مدرسه بودم. اون روزمعلم ورزشمون نتونسته بود بیاد. مدیر اومده بود توی کلاس و هی از زمین و هوا نطق می کرد. اواخر کلاس گفت: ببینم زرنگ این کلاس کیه و می تونه جواب این سوال اطلاعات عمومی رو بده! همه تیز کردن ببینن چیه سوال!

مدیر: "کوچیکترین کشور جهان چیه؟"

کلاس غلغله شد. دستا بود که بالا و پایین می رفت: آقا ما بگیم؟ آقا ما بگیم؟ جواب رو می دونستم و دستم رو با اطمینان بلند کردم. آقای مدیر کلاس 50 نفری رو می دید و اونا رو انتخاب می کرد (بعضی ها رو چند بار!) و اونا هم می ریدن ولی من هر چی التماس می کردم، می دید و خودش رو می زد به نادونی. جوابا رسیده بود به جفنگ گویی: "کانادا درای، کهگیلویه و بویراحمد، جزیره ابوموسی اشعری!" فایده نداش! طاقتم تموم شد! از اون ته بلند گفتم: "واتیکان!" چشم سمت راست مدیر که لکه ی خونی سیاهی گوشه ش داشت ناگهان مرتعش شد. چشمامون بهم گره خورد. کلاس تستیکل-فنگ شد... عزیزپور تو بودی؟ اجازه بله! [با لبخند] آفرین! بیا اینجا. مردد رفتم جلو. هنوز لبخند می زد: دستات رو بده به من!... آقا اجازه می خواین بزنین؟ ما هی دس بلن می کردیم... نه! چرا بزنم؟ هیشکی بلد نبود ولی تو جواب درست رو گفتی! دستام رو با یه دس گرفت و کشیده ی محکمی در گوش راست و چپم خوابوند... "همیشه یادت باشه تا کسی ازت سوال نکرد جواب نمی دی. برو بشین". با چشای تر راه افتادم. صورتم می سوخت ولی دلم بیشتر. بچه ها بغض کرده بودن. هنوز به میز نرسیده بودم که زنگ خورد. کلاس غلغله نشد...

برای آقای محمد زمان طیبی عزیز آرزوی سلامت دارم و از این که با گذشت 15 سال هنوز جویای احوال و تحصیل حقیر هستند، شادان و قدردانم.  

(عنوان مطلب آهنگی از Judas Priest)

/ 32 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

سلام پسر! کجایی تو؟ اوضاع خوبه؟ در چه حالی؟ دلمان تنگ شد! یه خبری از خودت بدی بد نیست! موفق باشی. [لبخند]

وحید رضا

سلام دوست من بدو بيا صد ها جک و لطيفه رو بخون من رو هم با اسم جامع ترين وبلاگ جک بلينکيد نظر يادتون نره

سعید

سلام. ممنونم از پيغام جالبت! خنديدم. البته بايد يك گزارش اختصاصي از ((نيسون ها)) هم تهيه ميكردم اما بهتر ديدم تا قبل از اين كه ((يارو)) بشم دست بر دارم! فكر كن گير يكي از اون قاچاقچي هاي الوار طبرستان بيافتي! به قول شاعر اهل دل: قاچاقچي الوار بزنه/سپيده جانوم / مصطفي عزيز پوريه دا / سپيده جانوم .... / پيكانه سو بالا بره / سپيده جانوم / ايروني سر كار بزاره / سپيده جانوم / مصطفي كامنت بذاره / سپيده جانوم / ...الي آخر!! [عینک]

س. محامی

دعوتنامه . . . تقدیم به : ارواح مطهر شهدای کربلا به مناسبت . . . ماه محرم و صفر و شهادت سیدالشهداء حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفایش و در خون غلتیدن زنان و کودکان بیگناه غزه بدست خونخواران اسرائیل غاضب . . . نمایش . . . تشنه دیدار . . . حدیث وارستگی اسرای کربلا و راس امام حسین (ع) ، دیر و راهب زمان : یکشنبه ۲۷ بهمن ماه و دوشنبه ۵ اسفند ماه ۱۳۸۷ - ساعت ۶ عصر مکان : تهران - فرهنگسرای طبیعت ( اشراق ) واقع در فلکه دوم تهرانپارس . انتهای خیابان جشنواره ( تماشای این نمایش برای عموم به صورت رایگان است) حضور شما روشنی بخش دیدگان ماست . . . [گل]

ِDevil's advocate

سلام! با " املت خامه ای با نون" وبلاگ به روز شد! همچنان موفق باشی!

مهرداد امیررحیمی

نویسنده محترم با سلام مطالب را خواندم در مورد اول تشبیه فوق العده ای است که در مقام قیاس با وضع موجود قابل تحسین است و نشان از زیرکی و ریزبینی شما دارد . دو مطلب انگلیسی را هم مطالعه کردم و بسیار لذت بردم امیدوارم به نوشتن ادامه دهید ... موفق و سربلند باشید ...

احسان چ

متاسفانه هر چی رو که ما ادعا کرده باشیم که توش بعد انقلاب پیش رفت کردیم(که البته شوخی کردم پس رفت هم کردیم!)در نظام اموزشی همان جور هستیم که در قرون وسطی به تحصیل علم مشغول بودند!