داستان آفرينش

فردا از چهارم اسفندماه ٬۱۳۶۲ دقيقآ ۲۲ سال می گذرد و هر سال که می گذرد با خود می گويم: اين قافله ی عمر عجب می گذرد! فايلی که در ذيل می آيد ترجمه ی حقير از ديباچه ی کتاب مقدس (نسخه ی شاه جيمز) است که به شرح آغاز خلقت می پردازد. متن اصلی هم در لينکی جداگانه خواهد آمد تا امکان مقايسه فراهم باشد. تنها ذکر اين نکته که در ترجمه سعی شده ابزارها و آرايه های کهن ادب پارسی به کار رود تا متن (اگر چه در مبدأ به زبانی بسيار ساده است) به قدمت تاريخی اش نزديک تر باشد. مطابق هميشه از نظرات٬ انتقادات و پيشنهاد های مشفقانه ی شما عزيزان با روی باز استقبال می کنم. مويد باشيد.

فايل ۳۳ کيلوبايتی ترجمه را می توانيد از اينجا و متن اصلی را نيز از اينجا دريافت کنيد.

/ 30 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
alireza

سلام سال نو را بهت تبريک ميگم اميدوارم سرشار از موفقيت باشه برات

سعيد

بنام خدا. سلام. از نظرات خوبت ممنونم. جوابی نرسيدا!

سعيد

بنام خدا. تعجب می کنم که هنوز سوالم رو نديده باشی. از اولی منصرف شدم اما يک قسمت از افلاينم رو از ارشيو جدا کردم و می فرستم. آفلاينت رو چک کن. (بله! پيشرفته تر هم ميشه! کجاش رو ديدی؟! )

خاطراتچی

جالب بود ببخشيد چند وقت سرم شلوغ بود نتونستم سر بزنم

سعيد

بنام خدا. سلام. ممنونم که نظر دادی و وقت گذاشتی. اون سی دی آفات مذهبی اگر مشابه نداشته باشه همین ((مداحی پاپ)) اسمشه و کار بچه های شهر قم هست. شاید دیده باشم که کریمی خودش رو میزنه. شک دارم. اما یکی بود که ابروش رو مجروح کرد. به هر حال ظاهرا اون جوون نسبت به کریمی تعصب داشته! تعجب می کنم چطور تا حالا سر و کله طرفدارهای شادمهر پیدا نشده! یا گیر بدن بگن : ((اخوی! هایده و حمیرا و ... شما!؟)) در حالیکه اغلب اینا رو شنیدم (گوش نکردم) و فقط آلبوم مسافر شادمهر (اولین کاست و اولین آهنگش) رو دارم. که شعرش رو هم یکی دو سال پیش آوردم و گذاشتم تو وبلاگ. متشکرم.

سپیده

سلام/آپ ديت نمی کنيد/مث اينکه سرتون شلوغه و درگير درس و کاريد/مو افق باشيد/یه پیشنهاد / اگه تونستی کنسرت ذوالفنو ن بيا/ .... از اون وقتاس که ممکنه به اين زودی ا پيش نياد/...

سپیده

سلام/منم کلی تو ذوقم خورد/خيلی ناراحت شدم/از بيرون داييم اينا و خواهرم می خواستن بيان/که ديدم ...../ولی خيلی حيف شد که نذاشتن اجرا شه/مث اينکه اونا ذوالفنون و با گروه دانشگاه اشتباه گرفتن/...

سعيد

اجتناب نا پذير تا حالا شنيدی؟

مهدی يا همون ميتی خودت!

گاهی وقتا آدم به پشت سرش که نگاه می کنه می بينه٬ هووووووه!!!!! چقد راه اومده!!!‌ بعد يه نگاه به پيش روش ميندازه ٬اما چيزی نمی بينه!‌ یه جاییه بین رسیدن و نرسیدن...گيج کننده است٬ نه؟!‌ سلام مشتی!‌ خيلی ديره٬ می دونم! اما ماهی رو هر وقت از آب بگيری می ميره!!! پس٬ تولدت مبارک!

شاهرخ

سلام. دوست داشتم که آپ دیت شما را میدیدم. بهرحال از لطفت خیلی ممنون